DeSiGnEr : Template Lovely
یه روزى، یه جایى، وقتى اصلا حواسش نیست...
همون بلایى که سرت آورد، سرش میاد...




از:من خسته ی تنها
به:خدای آسمونها
موضوع نامه همینه:من دوسش دارم خدایا
من اینجانب خسته،زده یک دل رو شکسته
حالا وجدان کثیفم،روبروی من نشسته
من لیاقتی نداشتم،رو غرورش پا گذاشتم
مدعی بودم میخوامش،سنگ شدم تنهاش گذاشتم
من یه خائنم که بعدش،از خود دنیا بریدم
این یه اعتراف تلخه،بعد اون خوشی ندیدم
آخ چه عشق ناروایی،آخ چه درد بی دوایی
لایق عشقش نبودم،حق من بود این جدایی
حق اون برزخ و من،لایق شعله ها نیستم
نفرینم نکرد دعا کرد،لایق دعاها نیستم
وسلام خدای خوبم،نامه ی منم تموم شد
هرچی پل بوده شکستم،نمیاد دیگه تموم شد...


خسته ام ...!
خسته ی نبودنت ...!
خسته از روزهایی که بی تو شب میشود ...
و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند...
و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...!
میگذرد ...!
میگذرد و باز هم میگذرد ...!!!


❃همیشه در سختی ها به خودم می گفتم
❃” این نیز بگذرد ..”
❃هنوز هم می گویم ..
❃اما حال می دانم آنچه می گذرد عمرِ من است ، نه سختی ها

حـ تـی اگـه نبــاشـی توی قلـ♥بِ خودمــ عاشقت می مونم
M . M


وقـتـﮯ رفـتـﮯ یـاבمـــ بیــاور
פֿـاطـراﭠـﭟ را بـבهـمـــ بـبـرﮯ (!)
פֿـوבﭞ ڪـﮧ نـبـاشـﮯ بـﮧ چـﮧ ڪارمـــ مـﮯ آیـنـב (؟)
فـقـط ذره ذره نـآبـوבیـمـــ را ضـمـانـﭟ مـﮯ ڪننـב . . . (!)
